تبليغاتX
پسر پاییزی

پسر پاییزی

برای گفتن من .....شعر هم به گل مانده

سلام به دوستای گلم

این بلاگ به دلایلی به هیستوری یا همون تاریخ خودمون پیوست و دیگه در این بلاگ آپی صورت نمیگیره ، دوستان عزیز از این به بعد، به این بلاگ مراجعه کنین

رامین (پسر پاییزی)

 

   www.ramin-joon.blogfa.com  

 

دوست جونیا منتظرتونم

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت10:44توسط رامین ....خودش | |

کنکور!
× همش کنکور؛ بابا دست از سرمون بردار.

آ
شب و روزت شده تست و کنکور!
تلوزیون رو که روشن می کنی حرف کنکور!
دو ساعت که میخوای بخوابی خواب کنکور!
با مامان که میخوای حرف بزنی، فقط میگه کنکور!
با دوستت هم که حرف می زنی چی میگه؟ همش از کنکور!
تو خیابون که راه میری روی دیوارها چی می بینی؟ کلمه کنکور!
تاکسی و مترو که میری پچ پچ مردم کنکور!

آره کنکور تو ایران یه غوله.
بچه ای که ادعا میکنه درسش رو فوله، سر جلسه عین خَر توی گل می مونه!
اما خودش خوب می دونی، این کنکور حالا حالاها باهاش می مونه!

×آره می مونه!

صبح تا شب با ننه، بابا مشکل داره تو خونه،
شب و روز داره عین خر درس می خونه!
تا روز کنکور اون پاک میشه دیوونه!

×آره دیوونه!

از دایی، عمه، عمو، خاله، دختر دایی، پسر خاله،
کوچیک و بزرگ حتی پدر بزرگ؛
همه میگن راستی کنکور چطوره؟
با درس ها حال می کنی؟

× نه!

تست ها رو چجوری حل می کنی؟
تو کنکور میخوای چیکار کنی؟
تست می زنی یا تقلب می کنی؟
همه زندگی یه بازیه، کنکور هم مسخره بازیه!
عاقبتت سربازیه، اگه کارت فقط دختر بازیه!

× اونی هم که دانشگاه نرفته از زندگی راضیه!

پشت کنکور کرده گیر!
از زندگی شده سیر؛
با این کنکور میشه پیر؛
کابوس شده این کنکور؛
آرزوش رفتن تو گور؛
زندگیش تیره و تار؛
این شده بهترین کار؛
خودشو بزنه دار!

n تا کلاس اسم می نویسی!
اینقدر قاطی که اسمت رو برعکس می نویسی!
کارت شده خونه، کلاس، کتابخونه
هی فکر می کنی که این کنکور تا کی میخواد باهات بمونه؟
جبر و مثلثات و هندسه؛
به خودت میگه خسته شدم، تورو خدا بسیه!
کی میگه کنکور قبول شدن کار هرکسه؟!

× من میگم.

بین خودمون بمونه این کنکور خیلی ناکسه!
به کی بگم، من کنکور نمیخوام؛
دوست دارم برم تو همون مدرسه!
وقتی x و y رو میذاری تو بازه،
خودت میدونی حل کردنش یه رازه!
وقتی جوابش رو میگیری، میبینی چقدر نازه!

× آخی!

نگاهش می کنی میبینی جوابش خیلی درازه!
اگه بخوای اینجوری پیش بری، این تست ها کارت رو میسازه!
قانون اول نیتون بهت میگه: پاشو دیگه، درس نخون بسه دیگه!
قانون دوم نیتون بهت میگه: بابا فوتبال داره، آخر دیگه!
قانون سوم نیتون هم میگه: امسال هم کنکور رو بی خیال، سال دیگه!
بذار یه چیزی بگم که واسه ی دخترای ناز نازیه:

× آره بگو.

خانوم کوچولو عاقبتت گلدوزیه اگه کارت صبح تا شب پسر بازیه!

پشت کنکور کرده گیر!
از زندگی شده سیر؛
با این کنکور میشه پیر؛
کابوس شده این کنکور؛
آرزوش رفتن تو گور؛
زندگیش تیره و تار؛
این شده بهترین کار؛
خودشو بزنه دار!

با هرکی حرف می زنی میگه: روزی چقدر تست می زنی؟

× به توچه؟!

با سنجش حال می کنی؟ یا تست قلمچی می زنی؟
تو دلت میگی: بابا بسه دیگه! چقدر حرف می زنی؟!
ولی خودت خوب میدونی، خونه داری تِر می زنی!
تو کتابخونه ور می زنی!
آزمون قلمچی گند می زنی!
خیلی دوست بری با دوستات یه چرخی بزنی.
شیطونه داره تو گوشت میگه: بهتره به دوس دخترت زنگ بزنی.
وقتی موقع جوابش میشه، می میره و زنده میشه!

× وای...

میگه اگه قبول نشه؛

× نه...

خونه براش جهنم میشه!
اون مامان بابایی که از همه بیشتر دوست دارن،
دیگه الان کاری به کارت ندارن!
این کنکور همش کلاه بردایه؛
عاقبت کشاورزی، آبیاریه!
عاقبت پزشک ها، بارداریه!
عاقبت مهندسی، گداییه!
تجربیا، گاوداریه!

حسابداری، ماسمالیه!
هنریا، یه جوریه!
حقوقیا، هیچی نگم کافیه!

× نگران نباش اصلاً ...

پشت کنکور کرده گیر!
از زندگی شده سیر؛
با این کنکور میشه پیر؛
کابوس شده این کنکور؛
آرزوش رفتن تو گور؛
زندگیش تیره و تار؛
این شده بهترین کار؛
خودشو بزنه دار!

 

آخرش اینو بهتون بگم که :

واسه همتون دعا می کنم ، که سربلند از روی اون صندلیه سرنوشت بلند بشین .

قربونه همتون .

 واسه منم دعا کنین تو دانشگاه مشروط نشم

قبولین همتون

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت10:41توسط رامین ....خودش | |

انتظار و کابوس تنهایی
من و قصه ای که هر لحظه اینجایی
دارم آیینه ها رو گم می کنم کم کم
تو رو هر طرف رو می کنم می بینم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم بر نگردی خونه
دیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد میشم
آغوش بی روح و با تو بلد میشم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم بر نگردی خونه
دیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی

اینو واسه دوسته خوبم نوشتم که علاقه زیادی به این آهنگ داشت ....راستی واسه این دوسته خوبم دعا کنین کنکورشو خوب بده من که همش دارم واسش دعا میکنم قبول شه ....

عزیزم موفق میشی  ....

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت11:7توسط رامین ....خودش | |

       کجای این جنگل شب پنهون میشی  خورشیدکم  

                                        پشت  کدوم  سد  سکوت  پر میکشی  چکاوکم

                                        چرا به من شک می کنی من که  منم  برای تو

                                         لبریزم از عشق  تو و سرشارم  از هوای   تو

   دست کدوم غزل بدم نبض  دل  عاشقمو            پشت  کدوم  بهانه ها پنهون کنم هق هقمو

   گریه نمیکنم نرو... آه  نمی کشم  بشین...         حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم ببین..

  سفر نکن خورشیدکم  ترک  نکن  منو  نرو         نبودنت   مرگه  منه  راهی  این  سفر  نشو

   نزار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه        بری  تو و مرگ  من از رفتن  تو سر  برسه

   گریه نمی کنم نرو ... آه نمی کشم  بشین...        حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم  ببین...

   نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام        صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام

  اگر چه من به  چشم تو کمم  .قدیمی ام  گمم        آتش فشان   عشقم  و   دریای    پر   تلاتمم

   گریه نمی کنم نرو....  آه  نمی کشم بشین...        حرف نمی زنم بمون...بغض نمی کنم ببین...

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت15:34توسط رامین ....خودش | |

وقتی می یای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه
هر چی که جادس رو زمین به سینه من می رسه
آآآآآآآآآآآی


ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم ؟
گلهای خابالودرو واسه کی بيدار بکنم ؟
دسته کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه ؟
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ؟
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم
عزیزترین سوغاتی غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خدا نه از روی هوس می خوام
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام



ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم

وقتی می یای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه
هر چی که جادس رو زمین به سینه من می رسه
آآآآآآآآآآآی


ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام می رسم
به هر چی میخوام می رسم

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت14:41توسط رامین ....خودش | |

ناله ی برگهای پاییزی در زیر پای من

 

 جیغ باد پاییزی نوازش من 

 

گریه ی آسمان پاییزی همدم من

 

من پاییزی تو پاییزی او پاییزی

 

زیر درختان زرد پاییزی با تو پاییزی

 

با توام ای زیبای پاییزی

 

چه کنم بی تو در این روزهای پاییزی

 

تو در آسمان بهاری و من در این زمین پاییزی

 

بی تو من پاییز پاییزم

 

کاش شعر پاییزی مرا می شنیدی

 

کاش روی زرد پاییزی ام را میدیدی

 

و کاش دستان سرد پاییزی ام را می گرفتی

 

ای پاییز دوست داشتنی من

 

بی تو هیچم بی تو پاییزم

 

دوستت دارم ای عشق پاییزی من

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت9:54توسط رامین ....خودش | |

 

سلام به تموم بچه هایی که منو یادشون هست

من واسه یه سری چیزایی بلاگمو پاک کردم ...و بسیاری از دوستامو فراموش کردم ...میخواستم از تمومشون معذرت خواهی کنم

من الان این بلاگ رو واسه نوشتن بعضی درد دل هام دوباره ساختم . امیدوارم مثل اون دفعه شاهکار کنین.

قربونه همتون برم ..........پسر پاییزی...رامین

+نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت15:6توسط رامین ....خودش | |